ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
288
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
درهم و دينار بسيار به آنها داد آنها هم از كوى و خيابان كنار رفتند و كار سهل مانند نامش سهل گرديد از هر طرف محاصره شد و روز بيست و پنجم شعبان بر او هجوم بردند و اتباع او كه با نقد اشباع شده بودند پراكنده شدند . عيسى و سپاهيان او به خانه سهل رسيدند او پنهان شد و با عموم مردم كه براى تماشا گرد آمده بودند آميخت و خود را گم كرد . آنها او را در خانه خود نيافتند . جواسيس را همه جا فرستادند تا او را پيدا كردند . شبانه او را گرفتند و نزد اسحاق بن هادى بردند اسحاق با او گفتگو كرد او گفت : من براى بنى العباس دعوت مىكردم و در عين حال بسنت و عمل بكتاب خداوند هم دعوت مىنمودم . من اكنون همان عقيده را كه داشتم دارم . به او گفتند : بايد اكنون به روى و اعلان كنى كه من هر چه گفتم بيهوده و باطل است او ( تحت مراقبت ) رفت و بمردم گفت : ايها الناس شما همه مىدانيد كه من چگونه بسنت و عمل به قرآن دعوت مىكردم اكنون هم باز شما را به همان دعوت مىكنم . مامورين او را زدند و دشنام دادند و زنجير كردند و نزد ابراهيم بن مهدى فرستادند . او در مدائن بود چون بر ابراهيم ( خليفه ) وارد شد هر چه باسحاق بن هادى گفته بود باز بابراهيم گفت . ابراهيم دستور داد او را زدند و بزندان افكندند و شايع كردند كه او را كشتند مبادا مردم بشورند يا از محل بازداشت او آگاه شوند كه او را آزاد كنند و باز فتنه بر پا شود . مدت خروج و قيام او تا هنگام بازداشت دوازده ماه بود . ( در آن زمان چون سپاهيان و اوباش مردم را غارت مىكردند چند تن براى امر بمعروف و نهى از منكر و دفاع از حق قيام كرده بودند چنان كه قبل از اين بدان اشاره شد ) بيان سفر مامون بعراق و قتل ذى الرياستين در آن سال مامون از مرو راه عراق را گرفت و غسان بن عباده را بايالت و امارت خراسان منصوب نمود . علت مراجعت او اين بود كه على بن موسى الرضا بمامون خبر داده بود كه